• کدخبر: 39092
  • تاریخ انتشار خبر: ۱۱:۵۷ ق.ظ - شنبه ۱۳۹۶/۰۴/۳۱
  • چاپ خبــر
یاداشت ،

همه چیز انتخابات و انتخابات همه چیز

با فرمان صریح رییس ۲۴میلیون نفر، بقیه افراد جامعه باید حق حیات خود را دو دستی بچسبند و چون بردگان فقط فرمان ببرند چون محکومند به این که چرا به یک سلیقه دیگری غیر از خواست دولت حاکم رأی داده اند.

به گزارش پایگاه تحلیلی خبری دهاقان بیدار، به نقل از سفیرمشکین، “بحث این و آن جناح نیست، اما شیوه و تفکری که مردم در انتخابات به آن رای دادند باید در دولت، استاندارها، فرماندارها، مدیرکل ها و در مسئولیت های سنگین و حساس حاکم شود. این بدان معنا نیست که غیر از ۲۴ میلیونی که به دولت تدبیر و امید رای دادند، حق حیات ندارند؛ آنها هم حقوق دارند و حقوق اساسی شان محفوظ و می توانند فعالیت کنند، اما امروز در مسئولیت های رده بالا نوبت این ۲۴ میلیون است و اگر غیر از این باشد پس برای چه رای دادیم و انتخابات برگزار کردیم” این چند جمله فوق درست دوماه پس از پایان انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم و زمانی ایراد شده است که کمتر از دوهفته به کلید خوردن کار دولت دوازدهم باقی مانده است این سخنان را سخنگوی دولت پیروز انتخابات و یا رییس ستاد انتخاباتی نامزد پیروز ایراد نکرده است بلکه این حرفهای کاملاً دوقطبی محور، روز چهارشنبه(۹۶/۰۴/۲۸) در جلسه هیئت دولت و ازحنجره تازه به سامان رسیده رییس دولت و رییس جمهورکه نه بلکه رییس آنهایی که به ایشان رأی داده اند به گوش مخاطبان رسیده است.

در ظاهر امر این سخن بی اشکال و اتفاقاً مشتری پسند است، اگر چه در این میان به صورت تلویحی و برای تعارف هم شده باشد برای کسانی که به ایشان رأی نداده اند حق حیاتی مرحمت شده است، درست به مانند شاهان فرمان صادره برای رعایای بیچاره بالای ۴۰درصد مردم نیز شامل شده است در این فرمان ملوکانه ۲۴میلیون نفر از ۸۰میلیون ایرانی خونشان رنگین تراست و بقیه خونی دارند که در آن بویی از توانمندی و تخصص و یا تعهد وجود ندارد.

گرچه جناب آقای روحانی، اگر این سخن را نیز نمی گفتند، همه منتقدان و کسانی که به جنابشان رأی نداده اند در همان سال ۹۲متوجه شده بودند که در دولت وی جایی برای چنین کسانی نیست، چون رییس جمهور ۱۸میلیون نفری دوره یازدهم کسانی را که به وی رأی نداده بودند را قبلاً به جنهم حواله داده بود و در همان سال اول دوره یازدهم نیز لطف دولت شامل حال همه کسانی که در داخل۱۸ میلیون نبودند شده بود وحق حیات که شامل تنفس کردن وحرف نزدن، خوردن به اندازه نمردن، حق بیان نه برای انتقاد بود اعطا شد.

حال جناب آقای روحانی با صراحت بیشتری به غیرحامیان خود کد داده اند که در این دوره نیز با همان حق حیات مدنظر ایشان سر کنند و هیچ انگیزه ای برای پیشرفت و ارتقاء نداشته باشند چرا که گناهشان نپسندیدن سلیقه جناح آقای روحانی بوده است، البته خدا رحمت کند جناب نلسون ماندلا را که قبل از قدرت یابی آقای روحانی بساط آپارتاید را در برخی امورات و نیازهای اولیه برچید وگرنه احتمالاً برخی ها بی پرده و خارج لفافه دستور جدا کردن اتوبوس ها و سرویس های بهداشتی حامی و غیر حامی را می دادند و شاید هم در مراحل بعدی حق رأی را نیزفقط برای طرفداران خودشان قایل می شدند.

البته از جماعتی که دیدگاهشان فقط کسب سود و منفعت به هر طریق ممکن است، چنین کارهایی بعید نیست، همان ها که زمانی موشک را مانع برجام خواندند و زمانی نیز موشک را هنر خود دانستند، اینها زمانی که سود را در کمک و امداد یک نهاد انقلابی می بینند به گونه ای حرف می زنند و زمانی که کوبیدن همین نهاد را در افزایش رأی شان مفید می دانند بی تعارف و بی توجه به منافع ملی و فقط از منظر حفظ قدرت با هر شیوه ای، هر آنچه را که می خواهند می گویند ( چه بسیار مصادیق دیگر بیشماری که فرصت این نوشتار اقتضای پرداختن به آنها را ندارد ).

با این فرمان صریح رییس ۲۴میلیون نفر، بقیه افراد جامعه باید حق حیات خود را دو دستی بچسبند و چون بردگان فقط فرمان ببرند چون محکومند به این که چرا به یک سلیقه دیگری غیر از خواست دولت حاکم رأی داده اند، البته این دیدگاه همان استبداد است یا نه، فعلی حرف نمی زنم و قضاوت را به وجدان های ماندلایی واگذار می کنم.

با این سخن آقای روحانی مشخص می شود که دوقطبی کردن جامعه محور ومدار اصلی کار این طیف است و سخن از وحدت و پایان رقابت های انتخاباتی درست نیست، با این حرفها مشخص می شود که انتخابات برای این افراد همه چیز و وسیله ای برای اعمال قدرت و جلب رضایت طرفداران است، ضمن اینکه به نوعی با این سخنان به طرفداران این کد اعلام می شود که انتخابات مرزی برای شناخت دوست و دشمن است و یا به عبارتی همان سیاه و سفید دیدن همه چیز است، لذا انتخابات و فضای ناشی از آن تا خاتمه دوره دوازدهم، شلاق و چماق روی سر بالای ۴۰درصد مردم و آب نبات ترش و شیرین قریب به ۵۷ درصد دیگر افراد جامعه است، و ای بسا روزی فرا رسد که صاحبان این تفکر بگویند درس و مکتب و نعمت و همه مواهب قدرت و کشور برای دوستان است و سایرین باشند تا زمانی که مهندسی مشارکت صورت نگیرد. همانا که همین طیف روزگاری نه چندان دور به فکر شاه کردن رییس اکثریت رأی دهندگان بودند.

یاداشت از علی عباسی تحلیل‌گر مسائل سیاسی

 

درج دیدگاه

جدیدترین خبرها