• کدخبر: 45444
  • تاریخ انتشار خبر: ۱۱:۴۴ ق.ظ - پنج شنبه ۱۳۹۶/۰۷/۲۰
  • چاپ خبــر

آیا این کافی نیست؟!/طنزنامه بلاغ

رئیس‌جمهور هی باید تاریخ بخواند و از تمام وقایع و حوادث درس مذاکره بگیرد، تمام قراردادهای صدر اسلام را مطالعه کردن و دیدن اینکه می‌تواند یک قراردادی ببندد که قابلیت نقض شدن از سوی طرف مقابل را داشته باشد کار بسیار دشواری است، آیا این برای شما کافی نیست!؟؟

به گزارش پایگاه تحلیلی خبری دهاقان بیدار، به نقل از بلاغ، شیخی مریدانش را بگفت: از دست شما و سوالات بیهوده‌تان ذله گشته‌ام و قصد دارم برای همیشه سر به کوه و بیابان نهاده و شیخی‌گری را رها کنم.

ابتدا مریدان مشغول مسخره‌بازی همیشگی خود شدند و پنداشتند که شیخ می‌خواهد روحیۀ طنز و جنبۀ شوخی‌پذیری آنها را امتحان کند بنابراین یکی از مریدان پایش را دراز کرده و از شیخ پرسید: یا شیخ! کجا به سلامتی!؟

شیخ بگفت: پایت را جمع کن، بو می‌دهد، شما کی می‌خواهید نظافت فردی را یاد بگیرید!؟ مگر شما کارو زندگی ندارید؟ خرج و بَرج ندارید که همیشه علافید و سر به سر من می‌گذارید؟؟

یکی از مریدان گفت: یا شیخ! رئیس‌جمهور گفته است از پارسال تا به حال از نرخ بیکاری فقط یک درصد کاسته شده است، تو حساب کن و بگو با این درصدها ما چگونه سر کار برویم، ترجیح می‌دهیم هرگز از محضر شما فارغ‌التحصیل نشده و خرجمان را ننه و بابایمان بدهند.

شیخ سرش را خاراند اما متاسفانه چیزی به ذهنش نرسید و دوباره و دوباره خاراند.

یکی از مریدان گفت: شیخا! شما که ما را نصیحت به رعایت نظافت فردی می‌کنید، خود چرا به گرمابه نمی‌روید و سر خود را با شامپو تخم مرغی داروگر نمی‌شویید تا سرتان نخارد؟

شیخ گفت: ای مرید نادان، ساکت شو و خوب گوش کن، من حق را به رئیس‌جمهور می‌دهم، او دغدغه‌هایی مهم‌تر از ایجاد شغل برای شما بیکاران و ول معطلان دارد، او باید تمام تلاش خود را در این چهار سال و اندی می‌نمود تا دروغگویی یک کذاب را به اثبات برساند، آیا این برای شما کافی نیست!!؟؟؟

مریدان یکصدا گفتند: نه!!

شیخ دوباره به مریدان گفت: رئیس‌جمهور هی باید تاریخ بخواند و از تمام وقایع و حوادث درس مذاکره بگیرد، تمام قراردادهای صدر اسلام را مطالعه کردن و دیدن اینکه می‌تواند یک قراردادی ببندد که قابلیت نقض شدن از سوی طرف مقابل را داشته باشد کار بسیار دشواری است، آیا این برای شما کافی نیست!؟؟

مریدان یکصدا گفتند: نه!!

شیخ مریدان را گفت: شما جماعتی پررو هستید.

مریدان شیخ را به تمسخر گرفته و دلش را شکستند.

شیخ با بغض گفت: رئیس‌جمهور میراث‌دار یک دولت قرض و قوله بالا آورده است، او باید همۀ توان خود را صرف پرداخت بدهی گذشتگان کند و برای آنها حلالیت بطلبد، پس کجا وقت دارد برای شما شغل ایجاد کند!!؟؟ آیا این برای شما کافی نیست!!؟؟

مریدان یکصدا گفتند: یا شیخ کافی است، ما دیگر جگرمان کشش سوختن بیشتر از این را ندارد، بدبختی‌های خودمان یادمان رفت، ما همگی پول توی جیبی‌های خود را جمع کرده و برای پرداخت بدهی گذشتگان به رئیس‌جمهور خواهیم داد.

شیخ گفت: آفرین بر شما، ما نباید بگذاریم که کرامت انسانی کسی مثل رئیس‌جمهور به خاطر شندرغاز پول از بین برود، قبل از تقاضای کمک او، باید خودمان پیش قدم شده و او را یاری دهیم.

پس درس امروز ما این است، از قدیم گفته‌اند: همسایه‌ها یاری کنید/ تا من شوهرداری کنم، شما هم باید به رئیس‌جمهور برای کشورداری کمک کنید.

مریدان نعره‌ها برآوردند و پی کارشان برفتند.

درج دیدگاه

جدیدترین خبرها