• کدخبر: 50548
  • تاریخ انتشار خبر: ۶:۴۶ ب.ظ - یکشنبه ۱۳۹۶/۰۹/۲۶
  • چاپ خبــر
پژوهشگر دهاقانی:

نمره کارهای ما را باید خدا بدهد چون به همه نیت­ ها و افعال ما آگاه است

پژوهشگر موفق دهاقانی گفت: مردم باید در قالب سازمان­های مردم نهاد یک فعالیت اساسی پژوهش محور را شروع کنند تا قدمی در توسعه شهرستان داشته باشند.

به گزارش پایگاه تحلیلی خبری دهاقان بیدار، حسین علیان از پژوهشگران موفق دهاقانی است که متولد ۱۳۶، دکترای مدیریت بهره وری و فوق لیسانس روان شناسی گرایش روان سنجی است.

همانطور که در قسمت قبل مصاحبه خواندید علیان از کارشناسان صدا و سیما، مدیر مرکز توسعه آموزش های نوین ایران است، وی در سال ۸۹ موفق به دریافت لوح کارآفرین برتر ملی شد، اکنون ادامه مصاحبه را اینجا می خوانید.

 

از توانائی هایتان برایمان گفتید، اکنون می توانید با توجه به توانائی هایی که در خود سراغ دارید، بفرمائید چه طرح و نقشه­ هایی برای آینده دارید؟

 

من در خصوص آینده دو سناریو چیده­ ام، یکی ماندن در ایران و دیگری مهاجرت، البته دوست دارم طرح «سه آ» که البته در اصل جهانی TPS نام دارد و مخفف Talent (استعداد)، Philosophy (اندیشه­ ورزی) و Strategy (راهبرد) است به سر انجام برسد و نمایندگی­ های مؤسسه­ ام در سرتاسر ایران و دو کشور هدف فارسی زبان (تاجیکستان و افغانستان) به ثمر بنشیند؛ البته در دو کشور مذکور فعالیت­ ها با همکاری مؤسسه بین­ المللی اکو صورت می گیرد.

در خصوص مهاجرت نیز هم هدفم ادامه تحصیل در مقطع فوق دکترای روانشناسی استعدادها در کانادا است که مکاتباتی در این خصوص داشته­ ام و این­که در مجموع از شرایط حاکم بر یک پژوهشگر و نویسنده رضایت ندارم، چه بسا ببینم اهداف علمی­ ام در آنجا تؤمین می­ شود برای همیشه در آن­جا اقامت میکنم.

 

آیا می­ توانید داستان یا روایتی را از زندگی خود بیان کنید که یکی از توانایی­ های کلیدی شما در آن نقش مهمی داشته است؟

یکی از کتاب­های ی که اینجانب با همکاری یاسمن غلامی نگاشته­ ام کتاب «قله­ قاف من کجاست؟»  هست که بارها شاهد بوده ­ام افرادی در حال مطالعه آن هستند و با این­که خبر نداشتند من نویسنده­ این کتابم، آن را بسیار مفید می­ دانستند و به دیگران نیز توصیه می­ کردند، آنها معتقد بودند به تحول در زندگی آنها انجامیده است.

این کتاب در واقع یک رویکرد مدیریتی، روانشناسی، ادبی و عرفانی دارد که با بهر­ه ­گیری از داستان «منطق الطیر» عطار نیشابوری مراحل رشد به صورت کتاب کار مورد بررسی قرار گرفته است. مراحل هفت­گانه طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت و فنا به زبان ساده و در قالب مراحل تکامل و تعالی بیان شده است.

البته تأکید می­ کنم تکامل و تعالی، چون تکامل  (Perfection) یعنی انسان در یک زمینه­ خاص به حد بالا برسد، مثلاً فیزیکدان برجسته، پزشک ماهر یا مهندس متبحّری شود اما تعالی (Excellence) یعنی انسان در کنار تکامل به لحاظ اخلاق هم عالی شود پس با تکامل انسان مهم می­ شود و با تعالی مفید …

 

نقاط قابل بهبود خود را چه می­ دانید؟

 

نقاط قابل بهبود خودم را در افزایش هوش اقتصادی می­ دانم بدین مفهوم که امثال من که کار پژوهشی و علمی می­ کنیم باید بهتر بتوانیم محصولاتمان اعم از دوره­ های آموزشی، کتاب و … را به ثروت تبدیل کنیم تا با اقتدار بیشتر مؤسسات علمی­ مان در مسیر حرکت و رشد قدم بردارند؛ البته این دغدغه را ما پژوهشگران در کشورهای جهان سوم داریم وگرنه در کشورهای پیشرفته یک پژوهشگر دستش باز است و تنها دغدغه­ اش کار علمی است اما در ایران به قول مرحوم شاملو «غم نان اگر بگذارد» و لذا من به همه پژوهشگران توصیه می­ کنم چنانچه در فضای دولتی نیستند خیلی مواظب باشند بحران­های مالی آن­ها را زیر و رو نکند؛ چرا که اگر مشکلی پیش بیاید اینکه این فرد برای مملکت یک پژوهشگر و فرد مفیدی بوده هیچ ارزشی ندارد و او را به اوج سختی و بدبختی می­ کشانند.

 

بزرگترین شکست شما در زندگی چه بوده است؟

 

بزرگترین شکست من در زندگی از دست دادن همسرم زنده­ یاد مرضیه حیدریان، معلّم، پژوهشگر و مخترع بود که در اثر بیماری سرطان چشم از جهان فروبست. مرگ او به من ضربه­ بزرگی وارد کرد.

ضربه  دیگر پروژه­ های بزرگی بود که با سازمان­های بزرگ دولتی داشتم و یک­باره به دلیل کسری بودجه دولت، پروژه­ ها تعطیل شد و ضرر هنگفتی دادیم حتی تا مرز ورشکستگی پیش رفتیم.

ضربه­ دیگر اشتباه پزشکان مبنی بر این بود که بنده سرطان معده دارم و بعد از چند ماه فهمیدیم اشتباه بوده است، این مسئله نیز تا مدتی ذهن مرا درگیر خود ساخته بود که بحمدالله رفع شد.

 

چه درسی از این شکست­ ها گرفته­ اید و کجا از این درس استفاده کرده­ اید؟

 

به این نتیجه رسیدم که قدرت صبر خود را بالا ببرم، همواره توکلم به خدا باشد نه خلق خدا و خدا را بر کارهایم ناظر بدانم؛ این­که مدیران، مخصوصاً مدیرانی که با رابطه و چاپلوسی در سازمان­ ها وارد شده­ اند ذره­ ای قابل اعتماد نیستند و متأسفانه تعدادشان کم نیست به این نتیجه رسیدم که هدفم برای خدا باشد، حال چه مردم از من تعریف کنند چه بدگویی کنند.

در مجموع شکست­ ها پل پیروزی­ اند، خیلی سخت­ اند اما نتیجه­ شان شیرین است و در این میان انسان دوست را از دشمن تشخیص می­ دهد که این خودش یک پژوهش واقعی است این­که تحقیق علمی صورت می­ گیرد که چه افرادی خیرخواه و چه افرادی بدخواه ما بوده­ اند؛ دانشمندی زیبا گفته که : «خدا به شداید جزای خیر بدهد که دوست را از دشمن تشخیص دادم»،  واقعاً کدام آزمون، جز سختی­ ها، معیار جدایی انسان­ های موافق و مخالف ماست؟

بزرگترین موفقیت شما چه بوده است؟

 

بزرگترین موفقیت من ارائه سخنرانی­ هایی بوده که مدت­ها بعد از سخنرانی­ هایم بازخورد گرفته­ ام و متوجه شده ­ام باعث تحول فردی یا سازمانی شده­ ام.

چند سال قبل در بیمارستانی در اصفهان پزشکی را دیدم که به من گفت: آیا مرا می­ شناسید؟ گفتم نه. گفت من در کلاس سوم تجربی درس می­ خواندم و قصد انصراف از تحصیل داشتم شما به مدرسه ما آمدید و سخنرانی کردید، من بعد از گوش دادن به سخنان شما انگیزه پیدا کردم و الان به عنوان پزشک به مردم جامعه خدمت می­کنم، یا اینکه اخیراً دوستانی از فرانسه نامه­ ای تشکرآمیز نوشته بودند که شرح غزلیات مولانا و حافظ توسط شما در انجمن­شان باعث تحول خود و خانواده ­شان شده است و من همه این­ها را لطف خدا می­ دانم.

در قرآن داریم که اگر یک نفر را هم زنده کنید گویی جامعه را زنده کرده­ اید و من وقتی می­ فهمم در فردی اثر ماندگار گذاشت ه­ام سجده شکر به جا می­ آورم و می­ گویم خدایا من هیچم و اینکه به من اجازه دادی فردی را در مسیر صحیح قرار دهم تو را سپاس …

 

چه عواملی به شما در این موفقیت کمک کرده است؟

 

اول از هر چیز لطف خدا بوده است و بعد از آن پدر و مادرم که همیشه در کنارم بوده و هستند و سلامتی و شادی و توفیقاتشان را از درگاه خداوند خواستارم، بعد از آن اساتید ارزشمندم، دوستان عزیزم، همکاران گرانقدرم مخصوصاً خانم فاطمه نوری، همشهریان بزرگوارم و همه آنان که از من انتقاد کردندآ آنها هم صبر مرا بالا بردند و هم نکاتی آموختم.

در مجموع اگر کل زندگی را یک پژوهش­ سرای بزرگ ببینیم باید دائماً درباره رشد خودمان پژوهش کنیم و عوامل پیشرفت و پسرفت­مان را بسنجیم، در این­جا همواره سخن خواجه عبدالله انصاری در ذهنم تداعی می­ شود که: «خدایا چه دارد آن­که تو را ندارد و چه ندارد آن­که تو را دارد …»، آری سرچشمه­ همه فضایل، همه زیبایی و موفقیت­ های جهان ذات اقدس خداوند است که باید همواره خود را در محضر او ببینیم.

 

در شهر محل زادگاهتان چه فعالیت­ هایی داشته­ اید؟ و آیا به نظرتان وظیفه خود را اداء نموده­ اید؟

 

در یک مقطع پروژه استعدادمحور کردن محله­ عطاآباد را داشتیم، پس از آن سخنرانی­ های متعدد در مدارس و سازمان­ها داشته­ ام که بسیاری از آن­ها بدون دریافت هیچ­گونه حق ­الزحمه­ ای بوده است. در تهران دبیر انجمن دهاقانی­ های مقیم تهران بودم و سعی کردم که با ایجاد همدلی و یکدلی همشهریان گام­ های مؤثری بردارم؛ هر چند که خیلی از طرح­ هایی که در ذهنمان بوده و به تحول شهرستان می­ انجامید توسط افراد مغرض و حسود به نتیجه نرسید اما ما مأمور به وظیفه بودیم نه مکلف به نتیجه، نمره را هم باید خدا بدهد چون به همه نیت­ ها و افعال ما آگاه است.

 

در پایان چه آرمان­ های پژوهشی برای شهرستان زادگاهتان دارید؟

 

من احساس می­ کنم در شهرستان دهاقان باید مطالعات گسترده و واقع­ گرایانه­ ای در خصوص کارآفرینی با رویکرد توریسم انجام پذیرد. باغستان­های زیبا، چشمه­ های فراوان و در مجموع آب و هوای این منطقه مستعد ساخت باغ ویلا و امکانات تفریحی – رفاهی به منظور جذب گردشگر است.

من نظرم این است که گروه­ های مختلف اعم از مهندسی، بهداشتی، جامعه­ شناسی، روان­شناسی و … شهرستان به توسعه­ کارآفرینی و اشتغال­زایی در شهرستان کمک کنند در غیر این­صورت هر پژوهشی در زمینه­ های مختلف نهایتاً به توسعه منجر نمی­ شود چراکه فقر، از بین برنده­ نتایج همه تحقیقات است و چنین شهرستانی که سال­های اخیر با خشکسالی همراه بوده می­ بایست با همت مردم و پژوهشگران جوان قدم­ هایی مؤثر برداشته شود.

نمی­توان به امید مدیران و مسئولان دولتی نشست؛ چرا که به هدررفت زمان می­ انجامد، می­ بایست مردم در قالب سازمان­های مردم نهاد یک فعالیت اساسی پژوهش محور را شروع کنند و به پیش روند…

 

درج دیدگاه

جدیدترین خبرها