• کدخبر: 51230
  • تاریخ انتشار خبر: ۶:۵۶ ب.ظ - پنج شنبه ۱۳۹۶/۰۹/۳۰
  • چاپ خبــر
در آستانه شب یلدا/ یادداشت؛

آداب و رسوم شب یلدا در دهاقان/ «یلدا» واژه‌‌ای سریانی به معنای «زایش» و «تولد» است

از گذشته‌‌های دور در شب یلدا کوچک­ترها به خانه­ ی بزرگ­ترها می‌‌رفتند و آجیل‌‌هایی را که زن‌‌ها برای شب یلدا آماده کرده بودند و هندوانه‌‌ای را که زیر کاه گذاشته بودند تا برای شب یلدا بماند، می‌‌خوردند و بزرگ­ترها برای آن­ها اشعاری از دیوان حافظ، شاهنامه، داستان‌‌های هزار و یک شب و … می‌‌خواندند

به گزارش پایگاه تحلیلی خبری دهاقان بیدار، حسین علیان- یادداشت، «یلدا» برگرفته از واژه‌‌ای سریانی و به معنای «زایش» و «تولد» است. ابوریحان بیرونی از این جشن با نام «میلاد اکبر» نام برده و منظور از آن را «میلاد خورشید» دانسته‌است. در آثارالباقیه بیرونی از روز اول دی ماه با عنوان «خور» نیز یاد شده‌است و در قانون مسعودی، «خُره روز» ثبت شده؛ اگرچه در برخی منابع دیگر «خرم روز» نامیده شده است.

چلّه، دو موقعیت گاه‌شمارانه در طول یک سال خورشیدی با کارکردهای فرهنگ عامه است که یکی در آغاز تابستان (تیرماه) و دیگری در آغاز زمستان (دی ماه) و هریک متشکل از دو بخش بزرگ (چهل روز) و کوچک (بیست روز) است. واژه­ی چلّه برگرفته از چهل و مخفف «چهلّه» و صرفاً نشان‌دهنده­ی گذشت یک دوره­ی زمانی معین (و نه الزاماً چهل روزه) است.

از گذشته‌‌های دور در شب یلدا کوچک­ترها به خانه­ی بزرگ­ترها می‌‌رفتند و آجیل‌‌هایی را که زن‌‌ها برای شب یلدا آماده کرده بودند و هندوانه‌‌ای را که زیر کاه گذاشته بودند تا برای شب یلدا بماند، می‌‌خوردند و بزرگ­ترها برای آن­ها اشعاری از دیوان حافظ، شاهنامه، داستان‌‌های هزار و یک شب و … می‌‌خواندند و اگر نوعروسی داشتند برای او شب چلّه‌‌ای که شامل میوه، آجیل، برنج و روغن و … بود، می‌‌بردند. عطاآبادی‌‌ها نیز معتقد بوده‌‌اند که شب چله را باید خانه­ی پدربزرگ (باباجون) و مادربزرگ (ننه جون) سپری کرد؛ چراکه آن­ها سرچشمه­ی محبت و مهربانی بوده‌‌اند و اکنون نیازمند محبت و توجه ما هستند.

 چند نکته شب چله ای در باور مردم قدیم عطاآباد

–     شب چلّه (شب چهلّه): اعتقاد براین بوده که دو چهلّه داریم. چهلّه­ی اول از اول دی تا دهم بهمن به مدت ۴۰ روز و چهله­ی دوم که از یازدهم بهمن تا پایان بهمن بوده و مجموع شب و روزش چهل بوده است. در باورهای قدیمی عطاآبادی­ها چهلّه­ی اول، چلّه بزرگه و چهله دوم چلّه کوچیکه نام داشته و طبق این باورها، این دو چلّه به هم پُز می‌داده‌‌‌‌‌‌‌اند و چلّه بزرگه می‌گفته: من خیلی یانه (هاون)‌ها را ترکاندم (شکستم) و خیلی پیرمردها را کُشتم؛ ولی چلّه کوچیکه می‌گفته: حیف که پشتم به بهار است و مدتم کوتاه … . گفته ‌‌شده است که این دعوای دو چلّه در چهار چهار (چهار روز باقیمانده از چلّه­ی اول و چهار روز اول چلّه­ی دوم یعنی از ۶ بهمن تا ۱۴ بهمن) انجام می‌‌پذیرفته است.

برخی از تعابیر و اصطلاحات مرتبط با شب چلّه:

–     شب چَره (آجیل داخل مجمعه روی کرسی) شب چله را قدر بدون: غنیمت دانستن لحظات با هم بودن

–     قوس (آذرماه) پدر زمستان است: اگر تا شب چله باران و برف نیامد، خیلی امیدی به بارندگی در زمستان نیست.

–     هر کی هندونه شب چله بخوره، خاصیتش را در قاریاز (قره یاز: سیاه بهار: از نیمه فروردین تا پایان اردیبهشت) می‌‌بینه.

–     کُرد به کَمَر: معتقد بودند پرنده‌‌ای به نام کُرد از ۱۷ روز بعد از چلّه از شدت سرما به داخل لانه‌‌اش می‌‌رود و تا ۸ روز بیرون نمی‌‌آمده است. در بعضی متون نیز به فردی به نام کُردعلی اشاره شده که در این روز به مدت ۷ روز در غاری پناه گرفته و از شدت سرما بیرون نیامده است. البته در قدیم در عطاآباد به چوپان‌‌ها هم کُرد گفته می‌‌شده؛ مثلاً علی کُرد به معنای فردی به نام علی بوده که به شغل چوپانی مشغول بوده است و لباس آن­ها را هم کُردینه می‌‌گفته‌‌اند. در مقطعی نیز به جز اعراب و ترک‌‌ها به سایر ایرانی­ها کُرد اطلاق می‌‌شده‌ ‌است.

–     اَهمن و بهمن: ده روز اول اسفند را اَهمن و ده روز دوم اسفند را بهمن می‌‌‌‌گفته‌‌اند و معتقد بوده‌‌اند پسران ننه سرما هستند و با هم چنین شعری می‌‌خوانده‌‌اند:

اَهمن و بهمن، آرد کن صد من، روغن بیار ده من، هیزم بکن خرمن، عهده­ی همه با من.

–     تگرگ‌‌های گردنبند ننه سرما: اگر در ده روز آخر اسفند تگرگ می‌‌بارید، طبق افسانه‌‌های قدیمی می‌‌گفتند: ننه سرما که پیرزنی بوده، گردنبندش پاره شده و مهره‌‌های آن به زمین می‌‌ریزد.

–     سده: غروب آخرین روز چلّه بزرگه، جشن سده برگزار می‌‌شده است.

 

 

درج دیدگاه

جدیدترین خبرها