• کدخبر: 52699
  • تاریخ انتشار خبر: ۸:۵۰ ق.ظ - شنبه ۱۳۹۶/۱۰/۲۳
  • چاپ خبــر
در آستان مقدس زینبیه اصفهان؛

نماز باران به امامت آیت الله مهدوی اقامه شد+ تصاویر

مردم مومن و خداجوی شهر اصفهان، با اقامه نماز استسقاء و دعا و مناجات به درگاه الهی، از خداوند متعال طلب نزول باران کردند.

به گزارش پایگاه تحلیلی خبری دهاقان بیدار، به نقل از ندای اصفهان؛ نماز طلب باران روز گذشته، جمعه ۲۲ دی ماه ۱۳۹۶ با حضور گسترده مردم شهید پرور اصفهان به امامت آیت الله سید ابوالحسن مهدوی، نماینده مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت اصفهان در حرم مطهر حضرت زینب بنت موسی بن جعفر(ع) اقامه شد.

مردم متدین و زائران بارگاه نورانی خواهر بزرگوار امام رضا ( علیه السلام ) هم نوا با حاج مجید ربانی زیارت آل یس را زمزمه کردند و با توسل به امام زمان (ارواحنا فداه) دست نیاز به سوی معبود خود دراز کرده و از خداوند طلب باران الهی را نمودند.

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی، امام جمعه موقت اصفهان، در خطبه های این نماز با بیان اینکه دعا تأثیر خود را دارد، عنوان کرد: شهید ثانی می فرماید اگر در مرحله اول باران آمد، همان خیلی عالی است و دعا مستجاب شده است ولی اگر حکمت الهی نبود و باران نیامد می فرماید: نماز را اعاده کنید و مأیوس نباشید.
وی در ادامه افزود: وقتی با خدا حرف می زنید با اطمینان به تأثیر دعا حرف بزنید. در روایت داریم که قدرت الهی بر حکمت خداوند غلبه ندارد، این بدین معناست که خداوند متعال قدرت دارد باران را نازل کند اما همیشه آن چه را عمل می کند حکمت و مصلحتش است.

امام جمعه موقت اصفهان در خطبه دوم نماز استسقاء با اشاره به اینکه بعضی از گناهان را نباید انجام دهیم ولی بعضی گناهان را نباید حتی نزدیک آن ها هم بشویم، افزود: علت این است که بعضی گناهان وسوسه انگیز است و در روایت داریم که اگر نزدیکش شدیم و ذکر در گناه کردیم، امیرالمومنین (علیه السلام ) می فرمایند: که آخر در گناه می افتیم.

نماینده مجلس خبرگان رهبری در ادامه خاطرنشان کرد: داستانی از زُهری یکی از یاران امام سجاد (علیه السّلام) نقل شده است و اینکه ایامی بود که خشک سالی شده بود و باران نمی‌بارید، همه‌ی مردم برای نماز باران جمع شدند، تا شاید بارانی بیاید، اما باران نیامد. پس از نماز، دیدم که غلامی آمد و در گوشه ای به سجده افتاد و گفت: «خدایا، تا باران نفرستی، سر خود را از سجده بلند نمی‌کنم». بعد از لحظاتی ابری آمد، باران شدیدی گرفت. آن غلام پس از سجده به سمت شهر حرکت کرد، او را تعقیب کردم. دیدم وارد منزل امام سجاد (علیه السّلام) شد.

آیت الله مهدوی ادامه داد: زُهری می‌گوید: متوجه شدم که این فرد غلام امام سجاد (علیه السّلام) است. فردای آن روز به منزل امام سجاد (علیه السّلام) رفتم و گفتم که آمده ام غلامی از غلامان شما را بخرم. حضرت فرمود: همه‌ی غلامان را بیاورید. وقتی همه آمدند، هر چه نگاه کردم، آن غلام را نیافتم. گفتم: آیا غلام دیگری در منزل دارید؟ گفتند: فرد دیگری در اسطبل است، درخواست کردم او را نیز ببینم. وقتی او را آوردند، دانستم همانی است که می‌خواهم. قیمتش را پرسیدم، حضرت فرمود: پول نیاز نیست، آن را به تو بخشیدم. وقتی غلام متوجه شد، گفت: چرا می‌خواهی مرا از آقایم جدا کنی؟ گفتم: من می‌خواهم با شما باشم. گفت: برای چه؟ گفتم: برای قصه‌ی دیروز. زُهری گفت: همین که آن غلام متوجه شد ماجرا لو رفته است، گفت: خدایا، حال که چنین شد، دیگر از تو عمری نمی‌خواهم. عمر مرا بگیر. همین که از منزل خارج شدم، دیدم یکی از غلامان حضرت به دنبالم آمده و گفت: زُهری! آقا می‌فرماید آن غلام از دنیا رفت. اگر می‌خواهی دوستت را تشییع کنی، بیا.

بر این اساس، در این مراسم، حضرت آیت الله عبدالقائم شوشتری، حضرت آیت الله مهاجر، حجت الاسلام رضا صادقی مدیرکل اداره اوقاف و امور خیریه استان اصفهان،  علی شمسی مدیر منطقه ۱۴ شهرداری اصفهان، علما و جمعی از مسئولان شهر اصفهان نیز حضور داشتند.

  • س
  • س
  • س
  • س
  • س
  • س

درج دیدگاه

جدیدترین خبرها