• کدخبر: 63211
  • تاریخ انتشار خبر: ۱۲:۰۲ ب.ظ - دوشنبه ۱۳۹۷/۰۲/۳۱
  • چاپ خبــر

روزگار زاینده رود در انتظار رودخانه خرسان/تهی شدن زاگرس نشینان از نعمت آب خرسان

استان کهگیلویه وبویراحمد که روزی به نام استان آب شناخته می شد و شر شر زیبای چشمه سارانش از آبشار یاسوج تا مارگون و دره ناری و حتی خرسان و زهره برای همه نشان از روزهای بابرکت بود، امروز خودش تشنه آب است؛آن هم عدالت آبی.

به گزارش پایگاه تحلیلی خبری دهاقان بیدار،به نقل ازسفیر دنا؛ آب، جنگ آب، خشک شدن سفره های زیر زمینی، خشک شدن زاینده رود، ریز گردها، تاریک شدن آسمان، هوا برای نفس کشیدن کم است، اینها همه تیترها و سخن هایی است که همگی ناگفته با نبود آب سرچشمه می گیرد، آبی که مایه حیات است و بدون آن  نه زمینی هست و نه طبیعتی و نه زندگی بر این زمین خاکی.

درست است که بیش از ۸۰ درصد سطح زمین را آب فرا گرفته است، اما این آب، آبی نیست که بتوان آن را برای شرب و کشاورزی و حتی دیگر موضوعات که باعث زنده ماندن جانواران می شوند مورد استفاده قرار داد.

امروز جنگ از سرد و نظامی گذشته و جنگ به سمت جنگ آب پیش رفته است، جنگی که آینده بشر را در دل خود جای داده و باعث شده که نسل کشی ها و حتی غارت ها از همین الان شروع شود.

هرچند که امروز با توجه به علم روز افزون هسته ای، برخی کشورها توانسته اند از آب دریا برای آب شرب خود استفاده کنند و به گونه ای بسیاری از مشکلات خود را مرتفع کنند، اما هنوز کشور ما به رودخانه ها و چشمه سارانی چشم دوخته که هرکدام از آنها در نبودن مدیریت واحد و ظلم بی حد و حصر به آنان در حال نابودی است.

می توان این ظلم ها را به صراحت دید ،از زاینده رود گرفته تا دریاچه پریشان و رودخانه بشار و امروز خرسان و فردا کارون، همه امروز در معرض خطرند، برخی خشک شده اند و برخی نیز در حال به تاراج بردن.

استان کهگیلویه وبویراحمد که روزی به نام استان آب شناخته می شد و شر شر زیبای چشمه سارانش از آبشار یاسوج تا مارگون و دره ناری و حتی خرسان و زهره برای همه نشان از روزهای بابرکت بود، امروز خودش تشنه آب است؛آن هم عدالت آبی.

چند صباحی است که نامی از سد های در سرزمین آب می آید، اما نه سدهایی که برای ما منفعت داشته باشد، بلکه سدهایی که منابع غنی آبی این مردم و این سرزمین را یغما برده اند، از سد مارون  و کوثر گرفته تا سدهای که می خواهند احداث شوند.

هرچند که سالهاست مردم دیار دنا چشم انتظار احداث سدی به نام تنگ سرخ هستند، اما هنوز معلوم نیست کی این سد بنا نهاده شود، شاید در زمان مرگ بشار، بشاری که روزی خروش زیبایی های آن نوید بخش روزهای خوب بود و امروز خشک شدنش همه را دل ازار کرده است.

هرچند که  امروز برخی بی رحمانه تازیانه بی رحمی انسان مدرنیته را بر پهلوهای زجر کشیده اش نواخته اند و با آلوده کردن آن دیگر نام زیبایی از بشار طنین انداز نیست.

امروز حرف ما از بشار نیست،باید دانست بردار دیکر بشار هم در خطر است، خرسانی که منبع آب کارون و خوزستان را تأمین می کند، و به آن نام پدر کارون نهاده اند، خرسانی که از کوههای دنا و زرد کوه بختیاری  در زاگرس جنوبی سرچشمه می گیرد و با الحاق شدن به بشار کارون را می سازد که صفا بخش جلگه خشکیده خوزستان است، خرسانی که اگر در مرز استان کهگلیویه وبویراحمد و زاگرس روان بوده اما بسیاری از روستاهای زیلایی تا سیلاب کلوار را آبیاری می کند و کام تشنه دیار بختیاری از آن سیراب است.

امروز خبرهای ضدو نقیضی از تاراج این آب به برخی استانهایی که خودشان مسبب از بین بردن زاینده رود خروشان بوده اند به گوش می رسد.

استانهایی که به جز نابودی چشمه سار های زاگرس کاری دیگر نکرده اند و با مدیریت کردن این رودخانه با پول کمر به نابودی  این رودخانه های خروشان بسته اند.

باید دانست اگر موضوع انتقال آب رودخانه خرسان به استان های دیگر عملی شود باید غمنامه دیگری برای کوه های زاگرس از دنا تا زرد کوه را سرایید.

خرسانی که اگر آبش به تاراج رود بار دیگر کارون از این حال و روز وخیمش وخیم تر خواهد شد و گرد و خاک های دول عربی و خشک شدن سفره های زیر زمینی و کم بارشی دامن زاگر نشینان را خواهد گرفت.

امروز اگر کهگیلویه و بویراحمد هنوز ناله بی رحم محرومیت را سر می دهد باید بداند که پشتش به همین رودخانه ها و سمبل های زاگرس گرم است و اگر این رودخانه ها را نیز از این استان بگیرند، دیگر محرومیت برای همیشه بر او احاطه خواهد کرد.

زاگرس امروز دیگر نای نفس کشیدن ندارد، زاگرسی که روزی برف های سفید، گونه نوعروس از پازن پیر تا دنا و قاش مستان و سقل آسمانی تا سالهای سال سفید پوش می کرد ، امروز دیگر رخت سیاه به تن کرده و نبود آب و خشک شدن سفرهای زیر زمینی اش باعث لرزان شدن ستونهایش شده است.

باید به مسئولان این استان گوشزد کرد، امروز زاگرس خودش تشنه است، و اگر انتقال آبهای آن به استانهای دیگر در قبال پول انجام شود، بیکاری، مهاجرت، تشنگی  و خشکسالی و خشم طبیعت این دیار را فرا خواهد گرفت.

درج دیدگاه

جدیدترین خبرها