• کدخبر: 65550
  • تاریخ انتشار خبر: ۱۰:۲۳ ق.ظ - سه شنبه ۱۳۹۷/۰۵/۲
  • چاپ خبــر
فعال اصلاح طلب:

ای کاش کار فرهنگی را از سیاسی بازی ها، سوا می کردیم/ سوگند بخورید و شفاف سازی کنید

ای کاش کار فرهنگی را از سیاسی بازی ها، سوا می کردیم تا رسالت خود را آن گونه که باید به انجام می رساندیم و این بذرغلط را از زمین می کندیم.

به گزارش پایگاه تحلیلی خبری دهاقان بیدار،به نقل از سپاس؛ امروز چشمها بسته شد و دهانها باز بی حرمتی ها شد،و مرز دوستی ها نادیده گرفته شد، چرا نفهمیدید کامبیز با کسی دشمنی ندارد؟ فقط درد امانش را بریده؛ چرا نفهمیدید نتوانست بی آبرویی و هتاکی کند؟ چرا نفهمیدید نمیخواست مثل بعضی ها از کیسه دیگران بخورد؟ چرا نفهمیدید کسی که اطلاعات اتحاد را به بیرون درز داده من نبودم؟ گناه من این بود که نتوانستم تلفنم را اذان گو کنم که همچون بعضیهابرایش هم لذت داشته باشد وهم برکت چرا از همه سو به من تاختند؟

ما ازاسب افتاده ایم نه اصل

بدون اینکه بپرسند دردت چیست، چرا جیغ میزنی؟ چرا زنجموره میکنی؟ چه کردید برای من وامثال من ؟ کامبیز هایی که درکنار انتخابات چی ها سوختند، ما همواره زیر تیغ انتقاد وسرزنش مردم بوده ایم، بخاطر عملکرد غلط شما اما با سیلی صورت خودرا سرخ نگه داشت تا الان شما مدعی باشید وچون حرفی برای گفتن ندارید این وصله ها را بچسبانید که انگیزه شخصی دارد.

تا کنون جناب مسئولین جناب مشاوران مسئول انتخابات چی، کامبیز کشاورز چه درخواست شخصی ازشما داشته؟ آیا درخواستی ازشما درخصوص خودکرده که این چنین برچسب های(سینهِ دیوار خُوسَلِتون)می زنند وشما سکوت کرده اید! غیراز اینکه فریاد زد دست جوانان فعال ستادی رابگیرید تا فاصله نگیرند تا شکافی نیفتد چیز دیگری گفت؟ اما در واقعیت شما چه کردید؟! پس ازخدا بترسید که خدا همواره شاهد همه امور بوده واست.

اما اتفاقا کار من هشداری بود تا بخود بیایید که این سناریو چند ماه دیگر باز گریبانتان را خواهد گرفت. اینبار وسیع تر و به تعداد بیشتر حواسمان را جمع کنیم تا دیر نشده از جوانانی که سوختند دلجویی کنیم و الا تنها خواهید ماند.

ای کاش کار فرهنگی را از سیاسی بازی ها، سوا می کردیم

روی صحبتم اینجا با قاسم پاکدل ها وشاکر شکیبا هاست؛ دوستانی که دوستتان داشته و دارم ای کاش قبل از قلم زدن وبرچسب زدن ابتدا کمی به کامبیز وکامبیزها فکر می کردید ودر بعد قلم او را وابسته، احساسی و سوار بر موج می دیدید ومی خواندید.!!!  و روغن ریخته را نذر امام زاده نمی کردید.

ای کاش به افرادی مثل من که حامی انتخاباتی سعادت وانتخابات چی ها نه تنها در برازجان بلکه دربخش های اطراف بود و لحاف و تشکم نیز برای پاسبانی از ستادها درشب ها برخلاف آقا زاده های مبل نشین چای شربت نوش، پهن بود را بیشتر درک می کردید. و به آن کسانی که همواره یار یاور دولت بوده وهستند کمی حق می دادید، ای کاش امثال مرا دراین روز وشب های گرم کمی بیشتر وبهتر می دیدید.

درزمانی که شما پشت میز، دفتر دستک هایتان نشسته بودید یا در رختخوابتان غرق در رویایی هزارمین شماره اتحاد بودید و برای جشن تان واهدافتان برنامه ریزی می کردید وگوش وچشم مردم را کر وکور کرده بودید با اطلاعیه ها کامبیز وکامبیزها در دمایی بیش ازپنجاه درجه شبانه روز وظیفه شان را انجام دادند وبه مردم خدمت کردند تا بیش از این روسیاه وشرمنده مردم عزیزشان نباشند و درواقع کسانی که با این مردم ودولت درشرایط سخت وبحرانی ایستادند، با این بحران بی آبی و تشنج تا آبروی رفته برخی مسئولین را بخرند واز مردم برای آنها زمان بگیرند تا جبران کنند، ما بودیم نه شما دوستان عزیز که سناریو مردم تشنه دشتستان را پیاده کردید.

پس قطعا حق نقد بر عملکردها را دراین دولت را داشته و داریم، حال چه بخواهید چه نخواهید، چه خوشتان بیاید چه نیاید وفراموش نکنید که بنده هم عضوی از اتحاد بوده وهستم ونقد عملکردها را رسالت خود می دانم چرا که نگویم خیانت کرده ام.

طبق فرمایش رهبر معظم انقلاب  آتش به اختیار، بله برادران شما حق دارید بنده را وابسته واحساسی بنامید  چون نه مرا شناخته اید نه امثال مرا و نه درکی از معنی واقعی خدمت دارید.

ای کاش کار فرهنگی را از سیاسی بازی ها، سوا می کردیم تا رسالت خودرا آن گونه که باید به انجام می رساندیم واین بذرغلط را از زمین می کندیم.

برچسب زدن وبی حرمتی کردن به دیگر اشخاص زیبنده یک مدیر نیست

در بعد شاکر خان شکیبا من از شما یک سوال پرسیدم که چه قدر پول گرفته ای؟ وشما با آن همه بی احترامی وجسارت دریک سمن مثلا فرهنگی جلو دویست پنجاه نفر عضو پاسخ تواضع واردات بنده را دادید، چرا فکر نکردید بنده دارم شما را از خیلی مسائل پشت پرده با این سوال هوشیار می کنم؟ تلنگری به شما و آن به ظاهر دوستانتان می زند تا از خواب بیدار شوید.

علت آن سوال من ازشما، فقط هشداری به خود شما بود، تا بدانید کجا ایستاده اید، جایی که تا دیروز کامبیز وکامبیزها ایستاده بودند و در بین پچ پچ های جلسات خصوصی دور ازچشم تان درپیش دوستانت جویای علت سوال من شوید، به ظاهر حامیانت: چو تازی بود اسب. یک تازیانه ویک توصیه دیگر به شما برادر عزیز جناب شکیبا ازآنجا که شما مؤسس سمن خانه فرهنگ دشتستان هستید بهتر است انگیزه‌ های شخصی، مشکلات واختلافات را بیرون و صفحه مجازی این انجمن دنبال کنید که چنان زیبنده نیست برای یک مدیر در جلو عموم برچسب زدن وبی حرمتی کردن به دیگر اشخاص بنده وشما در حوزه فرهنگی ورود کرده ایم وباید الگویی درست باشیم نه غلط عملکرد ما را نسل های بعد بازنگری خواهند کرد و چه نیکوست که به نیکی ازما یاد شود.

سوگند بخورید وشفاف سازی کنید

اما استاد اخلاقیات بنده جناب حاج اکبرصابری با کمال احترام من بی تعارف سخن گفتن را ازشما آموخته ام ازآنجا که شما را فردی با اعتقاد می دانم ! از شما میخواهم سوگند بخورید وشفاف سازی کنید اگرکه آنچه من گفته ام دروغ بوده، بنده هم قول شرف میدهم درهر رسانه ای که شما دستور فرمودید وخواستید حاضر شوم و مطالبم را پس گیرم.

اگر چه حتی به قسم وعده هایی سیاسیون امروز نمیشود اعتماد کرد اما من شما را جدای از بقیه سیاسیونی می بینم که بخاطر منافع شان، حاضر هستندهرکاری انجام دهند. مثل گذشتن ازیاران سابق، یا گذشتن ازعقاید قدیمشان، حتی گذشتن از دیدگاه سیاسی که یک روز داشتند.

در آخر این توصیه من به برخیست، یک جاهایی سکوت بهتره است ازطرفداری کردن از یک طرف ماجرا، فقط ممکن است دهن عده ای دیگر را باز کنید، انوقت دیگه راهی برای وصله و پینه کردنِ آبروی ریخته نیست. بهتر است ساکت باشید، هست از پس پرده گفتگوی من و تو چون پرده در افتد نه تو مانی و نه من (خیام)

کامبیز کشاورز

درج دیدگاه

جدیدترین خبرها